|
هر موضوعى مىتواند تصویرى ایجاد کند با ترکیبى مناسب و زیبا؛ بهشرط آنکه وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزیسیون تصویر یک هنر حقیقى است و عوامل بسیارى در این کار دخالت دارند که هر یک به تنهایى مىتواند در شرایط خاص باعث موفقیت یک تصویر شود.
|
در هر تصویر یک موضوع اصلى وجود دارد که عناصر دیگر تابع موضوع اصلى و در جهت ارتقاء اهمیت عنصر اصلى عمل مىکنند. در شرایط مختلف، تصویر داراى درجه دوم و تابع است که هر یک مىتواند موضوع اصلى براى تصویرى دیگر باشد؛ اما در خدمت موضوع اصلى خواهد کرد.
ترکیب کردن یک عکس یعنى قرار دادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلى بهگونهاى که موضوع اصلى همیشه برترى خود را حفظ کند. با این همه برجسب نوع تصویرى که قرار است تهیه شود مسائلى را باید در نظر گرفت. در یک طبیعت بیجان با تغییر محل اجزاى تصویر و گردآورى آنها به اشکال گوناگون مىتوان به ترکیبهاى جالبى دست یافت. با ایجاد سایهروشنهاى حساب شده نیز همیشه امکان دستیابى به یک شکل هماهنگ وجود دارد. پلانبندى و احساس بُعد
در هر تصویر پلانهاى مختلف مىتوان بوجود آورد. این کار را مىتوان به وسیلهٔ نقطهٔ دید و پرسپکتیو، عمق میدان و نور ایجاد کرد که در موفقیت یک تصویر بسیار مؤثر است. به این ترتیب عدسى دوربین احساس عمق و بُعد را در نظر بیننده بهوجود مىآورد. پلان اول در کمپوزیسیون اهمیت زیادى دارد. مخصوصاً در عکاسى از منظره موضوعى که بدون پلان اول مرکز توجه قابل دقتى ندارد، معمولاً با قرار دادن پلان اول در آن به یک اثر هنرى تبدیل مىشود. عدم تقارن
محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهمیت بسیار زیادى دارد و باعث توفیق یک تصویر یا برعکس عدم موفقیت آن خواهد شد. در هر تصویر نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آنجاها آرام بگیرد. معمولاً این نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصویر را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسیم مىکند. وقتى موضوع بر روى یکى از این چهار نقطهٔ قوى قرار گیرد یک کمپوزیسیون نامتقارن ایجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از یک منظره خط افق در وسط تصویر قرار گیرد همهٔ عناصر بالا و پایین این خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در این صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزیسیون نامتقارن، براساس استفاده از یک نقطهٔ قوی، موضوع داراى ارزش و اهمیت خواهد بود و چشم بیننده پس از حرکت در تمام بخشهاى تصویر، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.
هماهنگى
ارتباط بین اجزاى مختلف یک تصویر باید بهگونهاى هماهنگ صورت بگیرد. این هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دریا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشیده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقایق میان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
نظم و ترتیب
آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزیسیون بیشتر عکسها راهنمایى مىکند، نظمو ترتیب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتیب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در یک تصویر نباید از عناصر زیادى استفاده شود و باید تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زیاد در یک تصویر، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ایجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ایجاد نمود. اصل نظم در مورد زمینه نیز باید رعایت شود. در شروع کار بهتر است زمینههاى ساده مانند آسمان، دریا، برف، دیوار و غیره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمینههاى مختلف براى ایجاد محیط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نباید در یک تصویر چندین مرکز توجه با ارزش یکسان وجود داشته باشد؛ زیرا موجب سرگردانى نگاه بیننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکید بیشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود. بهطورکلى باید تصدیق کنیم که اگر عکسى خوب ترکیب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحیح خود قرار نگرفته باشند، براى بیننده خوشایند نخواهد بود.
منبع: مجله الکترونیکی ویستا
|