تبلیغات

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

ادبیات برای ستارگان سینما آب دارد اما نان ندارد! چاپ فرستادن به ایمیل

 

داوود ملکی صیدآبادی معتقد است: هنرمندان سینمای ایران، محق هستند در هر حوزه‌ای از هنر قدم بگذارند و خودشان را سورپرایز کنند، اما به این نکته توجه داشته باشند ادبیات و به خصوص داستان‌نویسی همانند سینما و تلویزیون شاید آب داشته باشد، اما نان ندارد.



فروشگاه شهر کتاب مرکزی، امسال در هفته کتاب برنامه دیدار ویژه اهالی هنر و ادب را تدارک دید. این برنامه‌ها اکثراً با حضور هنرمندانی برگزار شد که در زمینه مکتوب هم آثاری داشتند. یکی از این مهمانان، رضا کیانیان بود که حضورش با استقبال خوبی روبرو شد. کیانیان در این برنامه سخنانی درباره نویسندگی گفت که داوودملکی صیدآبادی نویسنده و مدیرانتشارت برزآفرین در یادداشتی به این سخنان واکنش نشان داده است.

ملکی این یادداشت را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است. از این نویسنده پیش از این آثاری مانند رمان «فصل زرد» و مجموعه داستان «لیموترش» منتشر شده است. متن کامل یادداشت ملکی به این شرح است:

«نویسنده که شاخ و دم ندارد. من در همین حد که به این‌جا بیایم و بگویم که این کتاب‌ها کتاب‌های من هستند، نویسنده‌ام. ممکن است روزی به سمت داستان‌نویسی بروم. از من همه‌چیز ممکن است و خودم هم در مواقعی خودم را سورپرایز می‌کنم.»

نمی دانم ایراد از من است یا گناه گردن نویسندگان و ادیبان اعصار گذشته است که از داستان‌نویسی و نویسندگی چنان غولی ساخته‌اند که کوته فکری مثل من با آنکه ۷، ۸ سال در حال دست و پا زدن در این ورطه هستم، هنوز نتوانستم یک داستان کوتاه خوب بنویسم. شاید باورش سخت باشد، اما بعد از خواندن صحبت‌های بالا از آقای رضاکیانیان، چنان قوت قلبی در من پا گرفت که بلافاصله قلمم را مسلح کردم تا یک مجموعه داستانی، رمانی چیزی بنویسم وعرضه کنم.

شما را سر جدتان سخت نگیرید! نویسندگی هم کاری مثل سایر پیشه‌ها؛ نجار نجاری میکند. کفاش کفش می‌دوزد. رفتگر جارویش را می‌کند و نویسنده هم که ...ای بابا! اما از حق نگذریم بازیگری چیز دیگری ‌است. اینکه یک سری عوامل بیرونی دست در دست هم دهند تا یک «هنرمند» هنرش را به نمایش بگذارد، انصافا کار سختی‌ است. البته اگر شخص هنرمند بخواهد بازی کند و با انتخاب یک نقش بزرگ مثل وزیری، وکیلی، پادشاهی چیزی از این‌دست، بیننده را مشعوف به بازی خود کند؛ وگرنه این‌که مثل بازیگران غیر هنرمند آن‌سوی مرزها نقشی غیر از نقش با خصایص درونی خود آقا یا خانم بازیگر ایفا کنی و با تجلی در ایفای آن نقش یک اثر هنری را خلق کردن که کاری ندارد!

البته که آقای کیانیان، با تمام احترام برای ایشان و سایر هنرمندان عرصه قدرقدرت سینمای ایران، محق هستند در هر حوزه‌ای ازهنر قدم بگذارند و خودشان را سورپرایز کنند، مگر خانم رهنما نیامدند؟ مگر هر از چندگاهی شاهد فیلمنامه‌های بسیار قوی از خانم فلورا سام درتلویزیون نیستیم؟ آقای مدیری مگر نخواندند؟ آقای بهداد هم؟ چه ایرادی دارد حال که در هنر خود سرآمد شدند و دکترا گرفتند و از ساختمان برج میلاد تا تالار وحدت هم برای گرفتن جوایز مختلف که برایشان تقسیم شده، دائم در رفت و آمد هستند، به هنرهای دیگر سر بزنند و دستی به سرو گوش هنرهای به محاق رفته بکشند. اما فقط یک چیز را از من کوچکتر بشنوید که ای بزرگان عرصه هنر، ادبیات و به خصوص داستان‌نویسی همانند سینما و تلویزین شاید آب داشته باشد، اما نان ندارد.

آب آن هم صد البته به پاتیل برخی ناشران و دلالان فعال ریخته می‌شود که برایشان مهم نیست نویسندگان چه می‌نویسند و چگونه می‌نویسند. بلکه چه کسی می‌نویسد مهم‌تراز همه چیز است. در این حالت است که هنرمندان سینما و تلویزیون سیمرغ‌های آسمان ادبیات هم می‌شوند وآن‌گاه این خبر مسرت‌بخش است که بشنویم فلان آقا یا خانم بازیگر دست به قلم شده است و داستان می‌نویسد.

فاکنر می‌گوید: نویسندگی عرق ریزان روح است. همینگوی می‌گوید: اگر نویسنده بخواهد اثری جاودانی خلق کند، باید تمام زندگی خود را وقف نوشتن کند، اما من می‌گویم این حرف‌ها کشک است در ایران! اینجا چیدن کلمات کنار هم، آن هم کلمات کپی شده از سایر متون، کمی آشنایی با فرم وساختار داستان (جدیدا سبک شناسی هم اضافه شده)، سپس یک معرف سرشناس جهت معرفی به ناشری که با دم و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی ارتباط داشته باشد، برای تضمین فروش کافی است که یک شبه یک کوته فکری مثل من، تبدیل به یک روشنفکر آن‌هم بدون لیبل سیاسی شود که به محض اسم و رسم دارشدن، لیبل سیاسی هم برای خود دست و پا می‌کند.

آری بر مشاهیر هنر سینما و عرصه ورزش و ... خرده‌ای نیست. زیرا ادبیات دچار «از ماست که بر ماست» است. وقتی یک کتاب خاطره می‌تواند آن ‌هم خاطراتی که بیشتر از سه پنجم آن در تعریف خاطره نمی‌گنجد، از نویسنده‌ای گمنام، بالای ۱۰۰ دوره تجدید چاپ در طول دوره زمانی بسیار کوتاه پیدا کند و بسیاری از دستگاه‌ها که نه اسمشان ونه رسمشان ربطی به ادبیات داستانی ندارد، با هزار تبلیغ و تنویر از نویسنده‌ای که دست بر قضا خودش خودش را سورپرایز کرده و نویسنده شده، با اهدا جوایز میلیونی تقدیر و تشکر به عمل می‌آورد، خب پس عرق ریزی روح، سیری چند؟

این همه نویسنده بازاری و سفارشی هست که هر کدام از محلی از دستگاه‌های دولتی و غیره ارتزاق می‌کنند و کتاب به کتابشان اضافه می‌شود. آقای کیانیان، باز با نثار تمام احترام به ایشان هم مختارند که این حق را به‌خودشان بدهند و فقط بیایند و بگویند که این کتاب‌ها کتاب من است. می‌توانند بیایند و خودشان را سورپرایز کنند. به کجای این مملکت بر می‌خورد؟ به خدا ما که راضی هستیم. اما آن‌ها که ناراضی‌اند، بروند فکری به حال خودشان کنند و کشک‌شان را بسابند!



 

منبع:خبرگزاری مهر

 

اضافه‌ كردن نظر

نظراتی که بصورت فینگلیش ثبت شوند منتشر نخواهد شد، لطفا از حروف فارسی استفاده کنید.